آواره تر از بادم، شب گرد تر از مهتاب

می سوزم و می بارم، هم آتشم و هم آب

دنبال خودم هستم، می گردم و می رقصم

فهمیدن من سخت است، پیچیده تر از گرداب

همچون غزل هندی مضمونم و تصویرم

اندیشه مولانا در باغچه ی سهراب

نیمیم ز جان و دل، نیمیم ز آب و گل۱

پرواز عقابی که محدود شود در قاب

هر کس که مرا بیند، سنگم زند و گوید:

حیف است چنین ماهی افتاده در این مرداب

پرها شده زندانم، پروانه نمی مانم

ای شمع بسوزانم، نایاب شوم نایاب


۱.مصرعی از مولانا ببینید